عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
39
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
رقص مىكنند و مىخورند « 1 » . آنها به خوردن چندان توجه دارند و بر زود زود خوردن چنان حريص هستند كه بعضى بر نگين انگشتر خود آيهء « أُكُلُها دائِمٌ » « 2 » را نقش كردهاند و بعضى نيز آيهء « آتِنا غَداءَنا » « 3 » را ، و بعضى « لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ » « 4 » را ، [ كه چون بر سر سفرهاى نشينند چيزى در آن باقى نمىگذارند ! ] . يكى نيز « شجرهء ملعونه » را در قرآن ، به « خلال » تفسير كرده . بدين حجّت كه آن را پس از تمام شدن خوراك و بريده شدن اميد از خوردنى مىآورند . ديگرى نيز در تفسير آيهء « ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ » « 5 » گفته : مقصود از اين بازگشتنگاه به منزلى است كه دعوتى بدان نباشد . . . يكى از آنان نيز در تفسير آيهء « هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا » « 6 » گفته : منظور از اين كسان سخت زيانكار آنهايى هستند كه تريد درست كنند و خود نخورند و ديگرى خورد ، و ديگرى گفته بلكه كسانى هستند كه در فصل خربزه ، كارد نداشته باشند . و يكى گفته : زندگانى و خوشى عمر در ميان تخته و چوب است : طبق خوراك و چوب خلال . صوفيان ، همچنين ، آفتابه و لگن را كه پيش از غذا آورند بشر و بشير لقب دادهاند و چون پس از خوراك آورند نكير و منكر خواندهاند . برّه را شهيد بن شهيد لقب دادهاند و لوزينه را گور شهيدان ، زماورد « 7 » را ابو جامع كنيه دادهاند و بهطّ « 8 » را ابو نافع ، و اشنان را ابو الياس . از اين گونه تصويرها و
--> ( 1 ) - دور نيست كه اين پارسا ، رند روشن جان و دل آگاه ، ابو العلاء معرّى باشد كه گفته : ارى جيل التصوفّ شرّجيل * فقل لهم واهون بالحلول اقال الله حين عبدتموه * كلوا اكل البهائم و ارقصوا لى ( 2 ) - سورهء رعد ، 35 . ( 3 ) - سورهء كهف ، 62 ( 4 ) - سورهء مدثر ، 38 . ( 5 ) - سورهء صافات ، 68 . ( 6 ) - سوره كهف ، 103 . ( 7 ) - زماورد ( معرّب بزم آورد ) : نواله ، لقمهء قاضى ، غذايى كه از تخم مرغ و گوشت ترتيب دهند . ( م . ) ( 8 ) - بهطّ : ( معرب بهتا هندى ) نوعى طعام كه از برنج و شير و روغن پزند . ( م . )